
به گزارش خبرنگار تابناک از استان آذربایجان غربی، حملونقل عمومی در ارومیه سالهاست میان نیاز رو به افزایش شهر و توان محدود ناوگان سرگردان مانده است. درحالیکه مسئولان شهری از خرید و ورود تدریجی اتوبوسهای جدید خبر میدهند، واقعیت میدانی نشان میدهد هنوز فاصله زیادی میان ظرفیت موجود و نیاز واقعی شهر وجود دارد و منابع خبری از فعالیت حدود ۱۹۰ دستگاه اتوبوس خصوصی و ۲۰ دستگاه اتوبوس ملکی در ارومیه خبر دادهاند، در حالی که برآوردها از نیاز بسیار بیشتر شهر حکایت دارد.
همین شکاف، نخستین دلیل کمرمقی اتوبوسرانی در پاسخگویی به تقاضای روزانه مردم است و از سوی دیگر، فرسودگی بخشی از ناوگان و خرابیهای مکرر، تجربه سفر با اتوبوس را برای بسیاری از شهروندان ناخوشایند کرده است.
وقتی اتوبوسها با تأخیر میرسند یا سرفاصله حرکت آنها نامنظم است، شهروندان بهطور طبیعی به سمت خودرو شخصی یا تاکسی میروند.
این تغییر الگوی سفر، نه فقط تقاضا برای اتوبوس را کاهش داده، بلکه به تشدید ترافیک شهری نیز دامن زده است و در نتیجه، ارومیه با چرخهای روبهروست که در آن ضعف ناوگان، بیاعتمادی مردم و افزایش ترافیک همدیگر را تقویت میکنند.
ناوگان فرسوده و فاصله زیاد تا نیاز واقعی شهر
آخرین دادههای منتشرشده از وضعیت حملونقل عمومی ارومیه نشان میدهد مجموع ناوگان فعال اتوبوسرانی شهر هنوز با نیاز واقعی فاصله قابل توجهی دارد و در یکی از خبرهای رسمی، از فعالیت ۱۹۰ اتوبوس خصوصی و ۲۰ اتوبوس ملکی در سطح شهر یاد شده است.
این در حالی است که برای پوشش مناسب سفرهای درونشهری، به ناوگان بسیار گستردهتری نیاز است و همین کمبود باعث میشود بسیاری از خطوط در ساعات مختلف روز با تراکم مسافر و تأخیر مواجه شوند.
در گزارشهای میدانی نیز بارها به فرسودگی برخی اتوبوسها اشاره شده است، اتوبوس فرسوده نهتنها از نظر ایمنی و آسایش در سطح مطلوب نیست، بلکه هزینه تعمیر و نگهداری بیشتری هم تحمیل میکند.
وقتی اتوبوسها مدام از سرویس خارج میشوند، نظم شبکه به هم میریزد و اعتماد مسافر کاهش مییابد و این وضعیت بهویژه در خطوط پرتردد، بیشتر خودش را نشان میدهد.
بخش دیگری از مشکل به توزیع نامتوازن ناوگان مربوط میشود، یعنی ممکن است در یک مسیر اتوبوسها نسبتا قابل دسترس باشند، اما در مسیر دیگر انتظار طولانیتر شود.
این نابرابری در خدمات، رضایت عمومی را پایین میآورد و مردم را نسبت به استفاده روزمره از اتوبوس مردد میکند، در چنین شرایطی، صرف اضافهکردن چند دستگاه اتوبوس بدون اصلاح ساختار بهرهبرداری، اثر محدودی خواهد داشت.

چرا نوسازی به کندی پیش میرود؟
مهمترین عامل کندی نوسازی، محدودیتهای مالی شهرداری است، خرید اتوبوس جدید هزینه بالایی دارد و در شرایط فعلی، تأمین یکجای این منابع برای مدیریت شهری آسان نیست؛ از همین رو، روند خرید و تحویل اتوبوسهای جدید معمولاً مرحلهای و زمانبر پیش میرود.
در برخی خبرها نیز از ورود تدریجی اتوبوسهای جدید و تحویل بخشی از ناوگان خریداریشده سخن گفته شده است. عامل دیگر، پیچیدگی رابطه شهرداری با رانندگان و مالکان بخش خصوصی است.
در گزارشهای منتشرشده، به اختلافات بر سر یارانهها، مسائل قراردادی و انتقال اسناد اشاره شده است و وقتی این اختلافها حل نشود، بخشی از ناوگان خصوصی عملاً از چرخه خدمت خارج میشود یا با احتیاط و ناپایداری فعالیت میکند.
طبیعی است که چنین وضعی روند نوسازی و بهرهبرداری را با تأخیر روبهرو کند، همچنین برخی وعدهها درباره افزایش شمار اتوبوسها، بهدلیل محدودیتهای اجرایی و مالی، دیرتر از زمان اعلامشده محقق میشوند.
این تأخیرها در افکار عمومی بهعنوان «وعدههای نیمهتمام» ثبت میشود و اعتماد اجتماعی را کاهش میدهد و در نتیجه، حتی خبر خرید اتوبوس جدید هم لزوماً به معنای تغییر فوری در کیفیت خدمت نیست، چون آنچه مردم میبینند، نه وعده، بلکه اتوبوسی است که باید سر ساعت برسد.
استقبال کم مردم؛ مسئله فقط کرایه نیست
یکی از دلایل اصلی کاهش استقبال از اتوبوسرانی ارومیه، نامنظم بودن سرفاصله حرکت اتوبوسها است، وقتی شهروند نمیداند اتوبوس بعدی چه زمانی میرسد، برنامهریزی روزانهاش مختل میشود.
این بیاطمینانی بهویژه برای کارمندان، دانشجویان و خانوادههایی که زمان سفر برایشان مهم است، آزاردهندهتر است، در چنین شرایطی، خودرو شخصی به گزینهای قابلاعتمادتر تبدیل میشود.
عامل بعدی، کیفیت تجربه سفر است، شلوغی بیش از حد، خرابی برخی اتوبوسها و فرسودگی ناوگان، سفر با اتوبوس را از یک انتخاب اقتصادی به تجربهای کمجذاب تبدیل میکند.
حتی اگر کرایه اتوبوس پایینتر باشد، بسیاری از شهروندان حاضر نیستند این کیفیت پایین را بپذیرند و به همین دلیل، صرف ارزان بودن بلیت نمیتواند تضمینکننده استقبال عمومی باشد.
در کنار این عوامل، اطلاعرسانی لحظهای نیز هنوز به سطحی نرسیده که دغدغه مردم را بهطور کامل برطرف کند و هرچند استفاده از کدهای دستوری برای اطلاع از زمان رسیدن اتوبوس مطرح شده، اما این ابزار زمانی کارآمد است که حرکت ناوگان دقیق و منظم باشد.
وقتی خود شبکه دچار نوسان است، سامانه اطلاعرسانی فقط بخشی از مشکل را پوشش میدهد و در واقع، مردم بیش از اطلاع از «تأخیر»، به «اعتماد به زمان» نیاز دارند.

اتوبوس و ترافیک شهری؛ ظرفیت بالقوهای که فعلاً بالفعل نشده است
اتوبوسرانی اصولاً باید یکی از ابزارهای اصلی کاهش ترافیک در شهر باشد و هر اتوبوس میتواند جایگزین تعداد زیادی خودروی شخصی در معابر شود و بار ترافیکی را کاهش دهد.
اما در ارومیه، به دلیل کمبود ناوگان و ضعف در زمانبندی، این ظرفیت هنوز بهطور کامل فعال نشده است و به همین دلیل، اتوبوسها در وضع موجود تأثیر محدودی بر روانسازی ترافیک دارند.
از سوی دیگر، کارشناسان شهری همواره تأکید میکنند که توسعه حملونقل عمومی باید همزمان با نوسازی ناوگان و بهبود زیرساخت انجام شود.
در یکی از خبرهای قدیمیتر نیز آمده بود که برخی خیابانهای ارومیه ظرفیت اجرای خطوط تندرو اتوبوس را ندارند.
این موضوع نشان میدهد که برای بهبود جدی وضعیت، فقط خرید اتوبوس کافی نیست و باید مسیرها، ایستگاهها و مدیریت خطوط نیز بازنگری شود.
بدون این اصلاحات، حتی اتوبوس جدید هم ممکن است در ترافیک شهری گرفتار شود، اما با این حال، در صورت افزایش ناوگان، نظمبخشی به خطوط و کاهش فاصله زمانی حرکت اتوبوسها، میتوان انتظار داشت بخشی از سفرهای روزانه از خودرو شخصی به حملونقل عمومی منتقل شود.
این انتقال، اثر مستقیم در کاهش ترافیک، مصرف سوخت و آلودگی هوا خواهد داشت و به همین دلیل، مسئله اتوبوسرانی ارومیه فقط یک موضوع خدمات شهری نیست، بلکه بخشی از راهحل مدیریت ترافیک شهر هم محسوب میشود.
اگر این بخش تقویت نشود، فشار بر خیابانهای ارومیه همچنان ادامه خواهد داشت و اتوبوسرانی ارومیه امروز در نقطهای ایستاده که هم به نوسازی فوری نیاز دارد و هم به اصلاح مدیریتی و مالی و فرسودگی ناوگان، کمبود اتوبوس، اختلافات بخش خصوصی و سرفاصلههای نامنظم، دستبهدست هم دادهاند تا اعتماد شهروندان کاهش یابد.
تا زمانی که اتوبوس به گزینهای قابلاعتماد، منظم و در دسترس تبدیل نشود، بازگشت مردم به این شیوه حملونقل دشوار خواهد بود و تا زمانی که این بازگشت رخ ندهد، ترافیک شهری نیز از فشار خودروهای شخصی رها نخواهد شد.
انتهای پیام/