
به گزارش خبرنگار تابناک از استان آذربایجان غربی، کاظم خان در سال ۱۲۴۶ هجری شمسی در روستای قوشچی از توابع محال انزل اورمیه دیده به جهان گشود و دوره جوانی او مقارن با عمدهترین تحولات اجتماعی جامعه ایران یعنی نهضت مشروطیت بود و از جهت بین المللی رقابتهای امپراطوریها زمینه جنگ جهانی اول را فراهم ساخت.

اهالی انزل که در سطح وسیع به جهت کارگری به قفقاز و عثمانی میرفتند، در بازگشت جویای حال وقایعی بودند که در کشورهای همجوار میگذشت.

به تبع رقابتهای فوق، آذربایجان غربی به خصوص منطقه انزل به عرصه تاخت و تاز سربازان روس و دولتهای بیگانه تبدیل شده بود و در این میان منطقه انزل به لحاظ بافت خاص اجتماعی و گردنه قوشچی مورد توجه بیگانگان بود و در مبارزه میان آنان آنچه غارت میشد اهالی انزل بود و آنچه که از آن نشانی نبود حاکمیت دولت مرکزی ایران بود و مردم از نعمت امنیت بینصیب بودند.

کاظم خان با شجاعت که پشتوانه درایت وی در امور بود با قطع امید از حکومت مرکزی خود به ساماندهی اهالی غیور منطقه جهت مقابله با اجانب پرداخته و در راه حفظ ناموس و دین مبارزه پیگیری را بنیان نهاد.

کاظم خان در جریان خلع سلاح مردم توسط روسها از باز پس دادن اسلحهها خودداری ورزید و در کوههای اطراف پنهان گشت.

سال ۱۲۹۶ مصادف بود با تخلیه منطقه از نیروهای نظامی روس، اما این بار متاسفانه نوبت آسوریهای رانده شده از کشور عثمانی بود که بلای جان مردم منطقه شدند. در این تاریخ دهها هزار نیروی تا دندان مسلح آسوری مشهور به (جیلوها) مجهز به توپ و مسلسل بعد از کشتار و قتل مردم در اورمیه و عسگر آباد به قوشچی یورش میآورند.

کاظم خان با شجاعت و جان نثاری یاران خویش و با مقاومت و پایداری سرسختانه تنها توانسته بود حدود نصف مردم قوشچی و قره باغ را از قتل عام آنان برهاند و در جزیرهای که بعدها به کاظم خان داشی معروف شد، حفظ کند.

سال ۱۲۹۷ هجری شمسی بهخصوص برای اهالی انزل سال مصیبت باری بود. باقیماندگان قتل عام مذکور گرفتار بلای قحطی و گرسنگی شده بودند و مردم اورمیه و انزل شاید بدترین مصیبت تاریخ را در جلوی چشمان خود و با تمام وجود درک میکردند؛ در تحت چنین شرایط و اوضاع نابسامانی «کاظم خان» با درایت خاص خود از فشار قحطی بر مردم کاست.

در همان زمانها اما اشرار مسلح وابسته به بیگانه به طور وسیع سازماندهی میشدند که یکی از این جریانات در آذربایجان قضیه (سیمیتکو) بود.

کاظم خان در جنگهایی که با نیروهای سیمیتکو داشت بار دیگر مجبور شد که اهالی را به جزیره کوچک (کاظم داشی) هدایت کند و اینبار اهالی به مدت شش سال در این جزیره سنگی به مقاومت و اقامت پرداختند و در این مدت ایثار و فداکاریهایی که انجام میشد، شاید در طول تاریخ کم نظیر باشد و از سویی دیگر وجود کاظم خان پشتوانه محکم و گرمی برای اهالی منطقه بود.

از طرف عدهای از مردم شجاع انزل بخصوص روستای قوشچی و تعدادی از فرماندهان ارشد از جمله جانعلی بیگ، عباد، اژدر بیگ و خصوصاً سردار سپه که همیشه همراه کاظم خان بوده و مشاور نظامی و طراح استراتژیکهای مبارزاتی و جنگی به نام (داداش بیگ) حمایت میشد، اما با این همه زحمات و جانفشانی که فرمانده کل برای مردم منطقه انجام میداد و با دشمنان خارجی و داخلی مبارزه میکرد، از دشمنان داخلی نیز طبق معمول در امان نبود.

با کمی تفکر میتوان گفت این قضیه فرصتی به دشمن داد و نام پرافتخار او را کم رنگتر کرد و این جنگها عاقبت با پیروزی قطعی کاظم خان و پاکسازی منطقه پایان یافت.

اما این پایان کار نبود و از سویی دیگر کاظم خان به پیشنهاد کنسول انگلیس جواب رد داد و در نهایت این مرد رشید در پیکاری نابرابر با نیروهای رضاخان و یاغیان منطقه بعد از شش سال درگیری به واسطه انفجار بمب دست ساز خویش در سال ۱۳۰۲ هجری شمسی در جزیره معروف کاظم داشی جان به جان آفرین تسلیم کرد.




گزارش و تصاویر: یوسف عباسی
انتهای پیام