
به گزارش خبرنگار تابناک از استان آذربایجانغربی، «عبدالرحمان طیاز قولنچی» متخلص به «دده کاتب» که با عنوان قولونجولو دده کاتیب مشهور است، از شاعران و عارفان بزرگ عصر معاصر دیار آذربایجان و چهره نامدار ترک زبان جهان است که در سال ۱۳۰۴ در قصبه فرهنگ دوست قولونجی در ۴۵ کیلومتری ارومیه چشم به جهان گشود و ۲ اسفندماه سال ۱۳۸۷ دارفانی را وداع گفت و در روستای محل تولدش قولنجی (قولونجو) از توابع شهرستان ارومیه به خاک سپرده شد.
در این سالها مزار «دده کاتب»، محل دورهمیهای هنردوستان ایران و خطه آذربایجان بوده اما در سالیان اخیر بیتوجهی به این مکان باعث شد تا محوطه اطراف مزار این شاعر پرآوازه از یک منطقه گردشگری به محلی برای رشد گیاهان مختلف خصوصا یونجه تبدیل شود.
تیغ انتقادات در مورد این بیتوجهیها هرچند به سمت مسئولان محلی نشانه میرود اما اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان آذربایجان بهعنوان متولی اصلی حفظ میراث شاعران و نامداران خطه آذربایجان و اداره كل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی این استان بهعنوان متولی حفظ آثار ملی و گردشگری، میبایست بیش از دیگران مورد انتقاد قرار بگیرد که چرا در سالیان اخیر، توجه کافی و لازم به مزار این شاعر بلندآوازه کشور نشده است.
رشد یونجه به جای گل بر مزار شاعر آذربایجانغربی
در شهرهایی مانند شیراز و اصفهان، به مزار شاعران همچون سعدی و حافظ توجه ویژهای شده است چرا که این شاعران شناسنامه ایران زمین هستند، اما در استان آذربایجانغربی این موضوع متفاوت است و حفظ و نگهداری مزار یکی از بزرگترین شاعران استان در شهر قوشچی، در اوج بیتوجهی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و شهرداری قوشچی و سایر ادارات مربوطه، فراموش شده است.
طبق تصاویر موجود متاسفانه در وسط مزار این شاعر بزرگ گیاه یونجه رشد کرده و محوطه اطراف مزار هم به محیطی تبدیل شده که در شان این شاعر بزرگ نبوده و نمیتون از آن بهعنوان یک مکان گردشگری و فرهنگی نام برد تا میزبان گردشگران و علاقمندان به هنرمندان بزرگ ایران باشد.

اما اگر مزار دده کاتب شاعر بزرگ ترک زبان، در شهرهای اصفهان یا شیراز و یا حتی کشورهای همسایه قرار داشت، شرایط بسیار متفاوت بود زیرا در این مناطق ارزش خاصی برای شاعران مطرح ایران زمین و چهرههای فرهنگی کشور قائل بودند و مزار این شاعر بزرگ به یک اثر فرهنگی بزرگ تبدیل میشد.
در این میان، بهنظر میرسد اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان آذربایجانغربی نگاه استانی و ملی به این مزار ندارد تا در صورت بیتوجهی سایر ادارات به این موضوع، این اداره باید پیش قدم میشد و شرایط را برای احیای بستر یک محیط فرهنگی فراهم میساخت. همچنین نباید از نقش شهرداری قوشچی در شکلگیری این وضعیت نامناسب، بهراحتی عبور کرد!
اداره کل فرهنگ و ارشاد کجاست؟
در کنار این دو مجموعه مرتبط، از اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجانغربی بهعنوان حامی معنوی فرهنگ و ادب این خطه از ایران زمین، این انتظار وجود داشت تا حداقل برای رفع چالشهای موجود در محوطه مزار دده کاتب اقدامی عملی انجام داده یا با نامهنگاری با ارگانهای ذیربط برای توجه کامل و جدی به این مزار میشد اما بهنظر میرسد چنین اقدامی صورت نگرفته یا اگر گرفته، نتیجهای در بر نداشته است...
متاسفانه عملکرد اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجانغربی با انتقاد بسیاری از سوی هنرمندان استان همراه بوده و بسیاری از اهالی هنر، ادب و رسانه استان، از نحوه تعامل با این اداره و عدم همکاری لازم این مجموعه با فعالان فرهنگی انتقاد دارند.
وقتی این اداره کل نمیتواند انتظارات معمول و منطقی جامعه فرهنگ، هنر و رسانه را برآورده کند، نباید انتظار داشت تا آنها برای رفع چالش مزار «دده کاتب» شاعر بزرگ آذربایجان اقدامی عملی و جدی انجام دهند...

دده کاتب را بیشتر بشناسید
«عبدالرحمان طیاز قولنچی» متخلص به «دده کاتب» که با عنوان قولونجولو دده کاتیب مشهور است، در سال ۱۳۰۴ در قصبه فرهنگ دوست قولونجی در ۴۵ کیلومتری اورمیه چشم به جهان گشود. وی تحصیلات ابتدایی خود را در قولونجی نزد علما و عارفان سپری کرد و سپس در سنین جوانی به ترکیه رفته و با بهره جستن از استادان بزرگ علم و عرفان؛ اصول دین اسلام و شعر و شاعری را فرا گرفت.
در ۲۵ سالگی (سال ۱۳۲۹) شعر گفتن را آغاز و طولی نکشید که شهرت او برای بسیاری از ترکهای جهان شناخته و به عنوان منبع مهمی برای ادبیات و فرهنگ و تاریخ مردم ترک ومسائل دین و شریعت، مورد احترام مردم، عالمان، بزرگان و ادبا قرار گرفت. وی ابتدا تخلص «کاتیب» را برگزیده بود، اما لقب «دده» نیز در جلسههای شعر و ادب در شهر قونیه ترکیه، توسط بزرگان و ادیبان آن دیار داده شد و تخلص کاتیب به دده کاتیب تغییر یافت.
تخصص اصلی دده کاتب، در شعر آشیقی (عاشقانه) و اشعارش سراسر عرفان و پند و نصیحت است. مضامین دینی و فرهنگی به شکل ظریف و زیبایی در آثار وی تجلی یافته که نشان از روح والای این هنرمند و عارف عرصهٔ ادبیات دارد.
اصطلاح دده کاتب در فرهنگ آذربایجان معادل واژه پیرطریقت در زبان فارسی است که این لقب به افرادی که به لحاظ معنوی به مقامات والایی رسیده باشند، اطلاق میشود. جایگاه به خصوص شعرهای عبدالرحمان طیاز قولنچی، در بین عاشیقهای غرب آذربایجان باعث شد که به عنوان پدرعاشیقهای آذربایجان هم معرفی شود.

اشعار هجایی او را، بیشتر قوشماها و گرایلیها تشکیل میدهند و در سرودن شعر از بالوولو میسکین، دوللو موصطافا و غازی محمد بوزقورت از شاعرهای کوره سوننی قدیمیتر اهل ارومیه تأثیر زیادی میگرفت. دده کاتیب در میان عاشیقها و اوزانهای آذربایجان غربی و شهرهای شرقی ترکیه (به خصوص در بین ترکهای کوره سوننی دو طرف مرز) بسیار مشهور است.
«اینجیلی صدف» (صدف مرواریددار)، «اورمو گؤلو» (دریاچه ارومیه) و «گونوموز آیدین» و «عشق و عرفان»، از جمله کتابهای این شاعر است که به جز ترکی و فارسی به زبانهای عربی و کردی هم تسلط داشت.
اکثر اشعار وی به ربان ترکی آذربایجانی است ولی او به ترکی استانبولی نیز اشعار میسروده است. همچنین غالباً در سرودن اشعار از قرآن کریم و روایات پیامبر اکرم (ص) استفاده میکرده و بسیار به فرایض دینی مقید و متعهد بود تا آنجا که گفته میشود نام تک تک فرزندان خود را از قرآن کریم انتخاب کرده است.
«دین-ناموس دۆشمنیندن کئچمرم - آلچاقلیق تیکه سین دادماق یوْخۇمدۇر» که معنای آن «از دشمن دین و ناموس نمیگذرم - هرگز لقمه فرومایگی را نخواهم چشید» است، مصرعی از شعر معروف من بئلهیم (من بدین گونهام) از این شاعر بلند آوازه است که در ۲ اسفندماه سال ۱۳۸۷ دارفانی را وداع گفت و در روستای محل تولدش قولنجی (قولونجو) از توابع شهرستان ارومیه به خاک سپرده شد.
گزارش: یوسف عباسی
انتهای پیام/