تابناک در گزارشی بررسی کرد؛

آرتمیا؛ گنج زنده‌ای که با خشکی دریاچه ارومیه از نفس افتاد/ بی‌توجهی مسئولان به موجودی کوچک اما با نقشی بزرگ!

گروه استان‌ها - آرتمیا، ریزجاندار راهبردی دریاچه ارومیه، سال‌ها یکی از مهم‌ترین ذخایر زیستی و اقتصادی شمال‌غرب ایران بود؛ موجودی که هم در تعادل اکولوژیک این پهنه آبی نقش داشت و هم در بازار جهانی آبزی‌پروری کالایی باارزش به شمار می‌رفت، اما افت شدید تراز آب، افزایش شوری و نبود مدیریت منسجم، جمعیت آن را به مرز فروپاشی رساند؛ آنهم درحالیکه این سرمایه ملی در اولویت تصمیم‌گیران قرار نداشت.
کد خبر: ۱۲۲۴۳۲۵
تاریخ انتشار: ۲۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۱:۵۷ 12 June 2026

آرتمیا؛ گنج زنده‌ای که با خشکی دریاچه ارومیه از نفس افتاد/

به گزارش خبرنگار تابناک از استان آذربایجان‌غربی، دریاچه ارومیه فقط یک پهنه آبی شور نیست؛ این دریاچه سال‌ها زیستگاه یکی از ارزشمندترین گونه‌های آرتمیا در جهان بوده است، موجودی ریز از خانواده سخت‌پوستان است که در زیست بوم‌های بسیار شور زندگی می‌کند و از نظر علمی، اقتصادی و زیست‌محیطی اهمیت ویژه‌ای دارد. این گونه، نه تنها بخشی از زنجیره غذایی دریاچه و منبع تغذیه پرندگان مهاجر بود، بلکه در صنعت آبزی پروری نیز ارزش بالایی داشت و اهمیت آرتمیا زمانی بیشتر روشن می‌شود که بدانیم سیست یا تخم مقاوم آن، یکی از مهم‌ترین خوراک‌های زنده برای لارو ماهی و میگو در جهان است.

بازار جهانی این محصول، امروز بازاری میلیون دلاری و حتی در برخی برآورد‌ها میلیارد دلاری است و کشور‌هایی که به منابع طبیعی یا فناوری تولید آن دست یافته‌اند، از آن به‌عنوان یک مزیت صادراتی استفاده می‌کنند و در این میان، دریاچه ارومیه می‌توانست یکی از قطب‌های مهم منطقه در این حوزه باشد.

اما واقعیت امروز، فاصله زیادی با این ظرفیت دارد، کاهش شدید ورودی آب، توسعه ناپایدار کشاورزی، سد سازی، برداشت بی‌رویه از منابع آبی و افزایش غلظت نمک، نه فقط خود دریاچه بلکه حیات آرتمیا را نیز در معرض خطر قرار داده است و بررسی‌های علمی نشان می‌دهد جمعیت این موجود در دو دهه اخیر افتی کم‌سابقه را تجربه کرده است.

مساله فقط نابودی یک گونه کوچک نیست؛ موضوع از دست رفتن یک سرمایه ژنتیکی، یک فرصت اقتصادی و بخشی از هویت اکولوژیک دریاچه ارومیه است و با وجود این، آن‌گونه که شواهد و گزارش‌ها نشان می‌دهد، آرتمیا هیچ‌گاه به اندازه اهمیت واقعی‌اش در کانون توجه سیاست‌گذاران و مدیران اجرایی قرار نگرفته است.

آرتمیا؛ گنج زنده‌ای که با خشکی دریاچه ارومیه از نفس افتاد/

آرتمیا؛ موجودی کوچک با نقشی بزرگ در دریاچه ارومیه

آرتمیا، که در فارسی به میگوی آب شور نیز شناخته می‌شود، یکی از معدود موجوداتی است که توان زیستن در محیط‌های فوق‌العاده شور را دارد و دریاچه ارومیه برای دهه‌ها یکی از مهم‌ترین زیستگاه‌های طبیعی این موجود در جهان به شمار می‌رفت و گونه بومی آن، یعنی، برای محققان و فعالان صنعت آبزی پروری اهمیت زیادی داشت.

این موجود از یک‌سو در ساختار زیستی دریاچه ارومیه نقش کلیدی ایفا می‌کرد و از سوی دیگر، در تغذیه پرندگان مهاجر مانند فلامینگو‌ها سهم مهمی داشت و به بیان دیگر، آرتمیا فقط یک جاندار ریز و کم‌اهمیت نبود، بلکه یکی از حلقه‌های اصلی در پایداری حیات در این اکوسیستم محسوب می‌شد.

ویژگی مهم آرتمیا، تولید سیست‌هایی است که می‌توانند در شرایط نامساعد برای مدت طولانی زنده بمانند و در زمان مناسب دوباره فعال شوند وهمین ویژگی، آرتمیا را به یک منبع ارزشمند برای تکثیر، فرآوری و تجارت جهانی تبدیل کرده است و سیست آرتمیا، به دلیل دوام بالا و امکان حمل و نقل آسان، یکی از مهم‌ترین کالا‌های مورد استفاده در آبزی پروری جهان است.

به همین دلیل، دریاچه ارومیه نه فقط یک زیستگاه طبیعی، بلکه یک ذخیره گاه راهبردی برای کشور به شمار می‌رفت و اگر این ظرفیت با برنامه ریزی علمی و بهره برداری پایدار همراه می‌شد، می‌توانست به یکی از محور‌های توسعه اقتصاد غیرنفتی در شمال‌غرب ایران تبدیل شود.

آرتمیا؛ گنج زنده‌ای که با خشکی دریاچه ارومیه از نفس افتاد/

جمعیت آرتمیا قبل و بعد از خشک شدن دریاچه؛ سقوط از فراوانی به بحران

مطالعات علمی منتشرشده در منابع معتبر داخلی نشان می‌دهد آرتمیای دریاچه ارومیه در دهه ۷۰ شمسی، هم زمان با وضعیت مناسب‌تر تراز آب دریاچه، در اوج جمعیتی خود قرار داشت.

تراکم سیست آرتمیا در دهه ۷۰ حدود ۲۵۰۰ عدد در لیتر برآورد شده بود، اما همین شاخص در دهه ۹۰، پس از تشدید بحران کم‌آبی و افزایش شوری، به حدود ۶.۴ عدد در لیتر سقوط کرد واین کاهش، نشان‌دهنده افتی بسیار شدید در توان بازتولید طبیعی اینگونه است.

در بخش توده زنده نیز شرایط حتی نگران کننده‌تر گزارش شده است و همین منبع علمی می‌گوید تراکم توده زنده آرتمیا از حدود ۱۵۰۰ عدد در مترمکعب در سال‌های پرآب، به حدود ۴ عدد در مترمکعب در دهه ۹۰ رسیده است و این ارقام به خوبی نشان می‌دهد که آرتمیا در دریاچه ارومیه عملاً از یک جمعیت فراوان به یک جمعیت بحرانی رسیده است.

محققان یکی از مهم‌ترین دلایل این افت را افزایش شدید شوری آب می‌دانند و در برخی گزارش‌های استانی و محیط‌زیستی آمده است که شوری دریاچه در مقاطعی به بیش از ۳۵۰ گرم در لیتر رسیده، در حالی که شرایط مناسب‌تر برای زیست و تکثیر آرتمیا بسیار پایین‌تر از این میزان است.

آرتمیا؛ گنج زنده‌ای که با خشکی دریاچه ارومیه از نفس افتاد/

آرتمیا در بازار جهانی؛ کالایی استراتژیک برای آبزی‌پروری

آرتمیا در جهان، فقط یک جاندار آزمایشگاهی یا گونه خاص دریاچه‌های شور نیست؛ این موجود یکی از مهم‌ترین اقلام راهبردی در صنعت آبزی‌پروری محسوب شده و مهم‌ترین محصول تجاری آن، سیست یا تخم خشک‌شده آرتمیاست که پس از فرآوری، برای تغذیه لارو ماهیان، میگو و بسیاری از آبزیان دیگر استفاده می‌شود.

دلیل اهمیت اقتصادی آرتمیا، ارزش غذایی بالا، قابلیت هچ شدن سریع، سهولت نگهداری و امکان انتقال آسان آن است و در بسیاری از مراکز تکثیر آبزیان در جهان، آرتمیا هنوز جایگاه ویژه‌ای دارد و در مراحل اولیه رشد آبزیان، خوراکی کم‌رقیب به شمار می‌رود.

بر پایه برخی گزارش‌های بازار بین المللی، ارزش بازار جهانی سیست آرتمیا در سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۸۲ میلیارد دلاربرآورد شده و پیش‌بینی شده است تا سال ۲۰۳۴ به حدود ۳.۱۴ میلیارد دلار برسد و گزارش‌های دیگر نیز از بازار چندصد میلیون دلاری آرتمیا حکایت دارند، اما در همه آنها یک نکته مشترک است: تقاضا برای این محصول همچنان بالاست و صنعت جهانی آبزی‌پروری به آن نیاز دارد.

در گزارش‌های داخلی نیز قیمت هر کیلوگرم آرتمیای با کیفیت متوسط حدود ۵۰ تا ۱۲۰ دلار اعلام شده است و همچنین رئیس مرکز تحقیقات آرتمیای کشور پیش‌تر گفته بود در صورت تثبیت شرایط دریاچه ارومیه، امکان صادرات سالانه ۱۸۰ تن سیست و ۱۲۰ تن آرتمیای زنده وجود دارد؛ ظرفیتی که می‌توانست برای استان آذربایجان غربی ارزآوری قابل توجهی به همراه داشته باشد.

آرتمیا؛ گنج زنده‌ای که با خشکی دریاچه ارومیه از نفس افتاد/

کاربرد‌های آرتمیا؛ از مزارع میگو تا آزمایشگاه‌های تحقیقاتی

اصلی‌ترین کاربرد آرتمیا در صنعت آبزی‌پروری است و بسیاری از ماهیان و میگو‌ها در روز‌های ابتدایی زندگی، به خوراک زنده با ارزش تغذیه‌ای بالا نیاز دارند و آرتمیا یکی از بهترین گزینه‌ها برای این مرحله حساس به شمار می‌رود و به همین دلیل، تقریباً در همه کشور‌های فعال در پرورش میگو و ماهی، تقاضا برای آرتمیا وجود دارد.

آرتمیا به صورت زنده، منجمد یا فرآوری شده، یکی از خوراک‌های محبوب برای ماهیان آکواریومی است و در بازار خرده فروشی نیز مخاطبان گسترده‌ای دارد و این موضوع باعث شده دامنه مصرف آن فقط به مزارع صنعتی محدود نباشد.

این موجود همچنین در پژوهش‌های علمی جایگاه مهمی دارد، از این موجود در آزمایش‌های مربوط به سم شناسی، بوم شناسی، فیزیولوژی، زیست سنجی و حتی ارزیابی آلاینده‌های محیطی استفاده می‌شود و تحمل بالای آن نسبت به شرایط سخت، در کنار چرخه زیستی خاصش، آرتمیا را به یک مدل زیستی مهم تبدیل کرده است.

در کنار این کاربردها، آرتمیا می‌تواند در زنجیره صنایع وابسته، از فرآوری و بسته‌بندی گرفته تا تولید خوراک تخصصی آبزیان، نقش‌آفرینی کند، بنابراین، صحبت از آرتمیا فقط درباره یک جاندار در یک دریاچه نیست؛ بلکه درباره یک ظرفیت تولیدی، فناورانه و صادراتی است که می‌تواند برای استان و کشور اشتغال و درآمد ایجاد کند.

آرتمیا؛ گنج زنده‌ای که با خشکی دریاچه ارومیه از نفس افتاد/

چرا آرتمیا در اولویت مدیران نیست؟!

پرسشی که در سال‌های اخیر بار‌ها از سوی کارشناسان مطرح شده این است که چرا با وجود این همه اهمیت اکولوژیک و اقتصادی، آرتمیا در اولویت سیاست‌گذاری قرار نگرفته است و پاسخ را باید در نوع نگاه به دریاچه ارومیه و شیوه مدیریت منابع طبیعی در کشور جست‌و‌جو کرد.

نخست آنکه آرتمیا معمولاً زیر سایه بحران بزرگ‌تر، یعنی خشک شدن خود دریاچه، ناپدید شده است و وقتی تمرکز افکار عمومی و مدیران بر سطح آب، ریزگرد نمکی و پروژه‌های انتقال آب باشد، گونه‌های کلیدی داخل زیست‌بوم کمتر دیده می‌شوند و در چنین شرایطی، آرتمیا به جای آنکه به عنوان شاخص سلامت دریاچه مورد توجه باشد، به موضوعی فرعی تبدیل شده است.

دومین مساله، نبود برنامه منسجم برای حفاظت و بهره‌برداری پایدار است، در حالی که در برخی کشور‌ها برداشت و مدیریت آرتمیا با نظام‌های دقیق علمی، مجوزدهی و پایش همراه است، در ایران این حوزه سال‌ها با ممنوعیت، ابهام، نبود زیرساخت و حتی گزارش‌هایی از برداشت قاچاق مواجه بوده است، یعنی نه حفاظت کامل و مؤثر انجام شده و نه بهره‌برداری علمی و اقتصادی شکل گرفته است.

عامل سوم، تعدد نهاد‌های مسئول و فقدان هماهنگی واقعی میان آنهاست، محیط زیست، شیلات، جهاد کشاورزی، آب منطقه‌ای و نهاد‌های استانی هر کدام بخشی از ماجرا را در اختیار دارند، اما تا زمانی که یک راهبرد واحد برای احیای دریاچه و صیانت از آرتمیا وجود نداشته باشد، این سرمایه همچنان در حاشیه خواهد ماند، نتیجه چنین وضعیتی، از دست رفتن تدریجی یک ذخیره ژنتیکی و اقتصادی است که احیای آن در آینده ممکن است بسیار پرهزینه‌تر از امروز باشد.

انتهای پیام/

آخرین اخبار